--گفتیم و عشق آغاز شد--
|
... از آن زمان که بر این آستان نهادم روی فراز مسند خورشید تکیه گاه من است مگر به تیغ اجل خیمه برکنم،ورنه رمیدن از دولت،نه رسم و راه من است ... جسارت قلمم را در درگاه ابدیت بپذیر و فقر خیالم را با غنیمت مهرت به غریبانه و عاجزانه از نگاهت تا سراپای وجودت را می ستایم،ای یار خراباتی منه بی دل دیوانه وار سر سپرده ی غوغا ی بی کرانه هایت شده ام،آرامشی را ...
|
-`๑’-بی دل-`๑’-![]()
منم که بی تو نفس می زنم؟ ਂ→↑DДΞ! றΘĦ§Ξй↑←ਂ -`๑’-نوایِ دل-`๑’-
بی دل ₪-مهرسا-₪ || پروفایل ਂ→↑DДΞ! றΘĦ§Ξй↑←ਂ -`๑’-حریمِ دل-`๑’-
₪ما₪ ₪توکا₪ ₪اُمـید₪ ₪بــاران₪ ₪قاب رویا₪ ₪رقـص قـلم₪ ₪رقـص مـرگ₪ ₪غریبی آشنا₪ ₪هوای بارونی₪ ₪ما هيچ بوديم ₪ ₪سطورِ زندگـی₪ ₪گل آفتابگردون₪ ₪آفتاب مهربانی₪ ₪خورشـید بـانـو₪ ₪اسم بی تکرار₪ ₪دنیای دلتنگی₪ ₪پـرواز قاصدک₪ ₪یـیـلاق ذهن₪ ₪برگزیـده ها₪ ₪هستی₪ ₪تـــلــخ₪ ₪اَشک₪ ₪مـن₪ ਂ→↑DДΞ! றΘĦ§Ξй↑←ਂ -`๑’-سوزِ دل-`๑’-
صفحه ی نخست
مهر 1388 |