--گفتیم و عشق آغاز شد--
|
پرده ی پندار پشت شیشه باد شبرو جار می زد برف سیمین شاخه ها را بار می زد پیش آتش یار مهوش نرم نرمک تار می زد جنبش انگشتهای نازنینش به چه دلکش. به چه موزون رقصهای تار و گلگون بر رخ دیوار می زد موج های سرخ می رفتند بالا روی پرده بچه گربه جست می زد سوی پرده جام های می تهی بودند از بزم شبانه لیک لبریز از ترانه توله ام با چشمهای تابناکش من نمی دانم چه ها می دید در رخسار آتش ابرهای سرخ و آبی. روزهای آفتابی چون دل من پنجه ی نرم نگار خوشگل من بسته می شد. باز می شد جان من لرزنده از ماهور و از شهناز می شد چشمهایم می شدند از گرمی بسته ز ریشه پلک ها از خواب خوش می آمدند آهسته پایین در بهشتی پاک و موزون. ای زمین بدرود با تو سوی یک زیبایی نو. سوی پرتو دور از تاریکی و شب. دور از بیماری و تب دور از نیرنگ هستی. رنج پرستی. تیره روزی کشمکش.دیوانگی.بی خانمانی.خانه سوزی دارد اینجا آشیانه.آرزوی مغز پاک و کودکانه دارد اینجا زندگانی دور از آزادی دیوار زندان دور دور از درد پنهان دور گفتم.دور گفتم.سوی خوشبختی پریدم پس چرا ناگه صدای توله ی خود را شنیدم چشم ها را باز کردم آه....... دیدم یار رفته.تار رفته آن همه آهنگ خوش از پرده ی پندار رفته بر درخت آرزوی کهنه ی من خورد تیشه نو نهال آرزوی تازه ام کنده شد ز ریشه پشت شیشه باز برف سیم پیکر شاخه ها را بار می زد باز باد مست خود را بر در و دیوار می زد در رگ من نبض حسرت تار می زد *دایی محسن*
|
-`๑’-بی دل-`๑’-![]()
منم که بی تو نفس می زنم؟ ਂ→↑DДΞ! றΘĦ§Ξй↑←ਂ -`๑’-نوایِ دل-`๑’-
بی دل ₪-مهرسا-₪ || پروفایل ਂ→↑DДΞ! றΘĦ§Ξй↑←ਂ -`๑’-حریمِ دل-`๑’-
₪ما₪ ₪توکا₪ ₪اُمـید₪ ₪بــاران₪ ₪قاب رویا₪ ₪رقـص قـلم₪ ₪رقـص مـرگ₪ ₪غریبی آشنا₪ ₪هوای بارونی₪ ₪ما هيچ بوديم ₪ ₪سطورِ زندگـی₪ ₪گل آفتابگردون₪ ₪آفتاب مهربانی₪ ₪خورشـید بـانـو₪ ₪اسم بی تکرار₪ ₪دنیای دلتنگی₪ ₪پـرواز قاصدک₪ ₪یـیـلاق ذهن₪ ₪برگزیـده ها₪ ₪هستی₪ ₪تـــلــخ₪ ₪اَشک₪ ₪مـن₪ ਂ→↑DДΞ! றΘĦ§Ξй↑←ਂ -`๑’-سوزِ دل-`๑’-
صفحه ی نخست
مهر 1388 |